ضمیر ناخود آگاه چیست ؟
ضمیر ناخود آگاه چیست ؟
امروزه ثابت شده است که در درون انسان دو لایه درونی وجود دارد که آنها را ضمیر می نامند ؛ یکی ضمیر خودآگاه که کارهای ارادی و تصمیم های آگاهانه را انجام می دهد ، دیگری ضمیر ناخودآگاه که هم کنترل تمام کارهای غیر ارادی سیستم بدن را انجام می دهد ، مانند نفس کشیدن ، گردش خون ، کنترل سیستم های عصبی را بر عهده دارد و هم مسئولیت ساختن نظام های باور های انسان را .
دانشمندان می گوییند ، ضمیر ناخود آگاه مانند یک کامپیوتر عظیم است که می شود آن را برنامه ریزی کرد ، یعنی همان گونه که کامپیوتر دارای یک کانال ورودی اطلاعات به نام " in put" و یک کانال خروجی اطلاعات به نام " out put" می باشد . انسان هم چنین است . همچنین می گویند خروجی های یک کامپیوتر با ورودی های آن تناسب دارد و با استفاده از این قاعده ضمیر ناخودآگاه را هم می شود برنامه ریزی کرد و متناسب با اطلاعاتی که وارد آن می کنیم ، می توانیم خروجی های مورد نظر را بگیریم .
همان گونه که برنامه نویسی یک کامپیوتر زبان خاص خودش را دارد ، ضمیر ناخودآگاه هم زبان مخصوصی برای برنامه ریزی کردنش وجود دارد و اگر برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه را بدانیم می توانیم زندگی خود را آنگونه که می خواهیم عوض کنیم و تحولات دلخواه را در زندگی و در روابط خود ایجاد کنیم .
روش برنامه ریزی کردن ضمیر ناخودآگاه :
ما با اطلاعاتی که وارد ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم در واقع داریم او را برنامه ریزی نمائیم و برای ضمیر ناخودآگاه فرق نمی کند که این اطلاعات درست باشد یا غلط ، به ضرر انسان باشد یا به نفع انسان ! کانال های ورودی اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه دو کانال می باشد که عبارتند از :
الف : اندیشه های لحظه به لحظه
ب : حواس پنجگانه و هر آنچه که از طریق آنها دریافت می کنیم : دیده ها ، تصاویر ، شنیده ها و...
این اطلاعات پیاپی وارد ضمیر ناخودآگاه می شوند و هر کدام مانند آجری هستند که ساختمان نظام باور آدمی را می سازند . اگر این اطلاعات و افکار بیشتر ضعف ها ، مشکلات و بیماری ها بگردد ضمیر ناخود آگاه الگوهای بیماری و مشکلات را به خود جذب می کند و در برابر مشکلات آسیب پذیر می شود. بر عکس اگراین اطلاعات و افکار بیشتر پیرامون توانائی ها ، موفقیت و سلامتی بگردد ، ضمیر ناخودآگاه الگوهای موفقیت و سلامتی را به خود جذب می کند.
حال که متوجه شدیم وضعیت زندگی کنونی ما ، ماحصل باورهای درونی ماست که این باور هم از دستاوردهای ضمیر نا خودآگاه می باشد، چرا آگاهانه او را برنامه ریزی نکنیم و برای دست یابی به موفقیتها از این ابزار قدرتمند استفاده نکنیم ؟
قبلا گفته شد که تمام سرنوشت انسان در دست ضمیر ناخودآگاه است و ما اگر بتوانیم این ضمیر را همانند یک کامپیوتر برنامه نویسی کنیم می توانیم از خود انسان دیگری بسازیم .
از آنجائی که خروجی و دستاوردهای ضمیر نا خودآگاه بستگی به پیام ها و اطلاعاتی دارد که وارد آن می شود لذا برای برنامه ریزی نمودن آن قبل از هر چیزی باید " ورودی " های ضمیر ناخودآگاه را کنترل نمود ؛ چگونه ما از یک بچه کوچک مراقبت می کنیم مثلا نمی گذاریم شاهد دعوای دیگران باشد ، کلمات و عبارات و ناپسند را بشنود و یا اگر در بیرون از منزل تصادفی پیش آید نمی گذاریم صحنه تصادف را ببیند ، ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است .
انسان با کنترل ورودی های ضمیر ناخودآگاهش می تواند دستاوردهای زندگی خودش را کنترل کند . از نگاه روانشناسان و اندیشمندان انسان شناس می توان با اجرای اصول زیر ، ضمیر ناخودآگاه را برنامه نویسی و برنامه ریزی کرد :
1- اصل خود هوشیاری؛
خود هوشیاری به این مفهوم است که آدمی لحظه به لحظه نسبت به خود بصیرت و اشراف داشته باشد ؛ و این نوعی حالت مراقبه و بیداری نسبت به خود است ، مانند فرد روزه داری که دائم مواظب است که کاری نکند که روزه اش باطل شود ، در این اصل که یکی از بهترین ومهمترین راههای برنامه ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه است فرد مدام توجه اش به کانالهای ورودی اطلاعات است ، همان کانالهائی که قبلا بیان شد :
- حواس پنجگانه :
او باید هر لحظه مواظب باشد که زیبائی ها را ببیند ، مثبت ها را بشنود ، منظره های زیبا را تماشا کند ، بوهای معطر را استشمام نماید ، غذاهای خوشمزه بخورد وچیز های لطیف و دوست داشتنی را لمس کند . این مواظبت و مراقبت لحظه به لحظه از ورودی های حواس پنجگانه حکایت از خود هوشیاری و بیداری آدمی نسبت به اطلاعات وارد شده به ضمیر نا خودآگاهش دارد.
- اندیشه ها
همچنین انسان در کار گاه تولید فکرش باید پیاپی افکار مثبت و روحیه ساز تولید کند ؛ در چنین شرایطی ضمیر نا خودآگاه هر لحظه زیباترین پیام ها و مثبت تری فرمان ها را در یافت خواهد کرد و بطور طبیعی خروجی های آن متناسب خواهد بود با ورودی ها .
2 – اصل استفاده از قدرت تمرکز ؛
تمرکز روی یک چیز تاثیر زیادی روی ضمیر ناخودآگاه دارد و بازتاب آن در روحیه و فکر احساس می شود مثلا تمرکز بر روی یک منظره زیبا ویا تمرکز بر روی یک فکر مثبت در روحیه انسان تولید روحیه شاد و اندیشه مثبت می کند و بر عکس تمرکز بریک اندیشه منفی یا دیدن منظره ای نا خوش آیند ، روحیه ای غمگین و اندیشه ای منفی در انسان تولید می نماید .
برای روشن تر شدن مسئله کافی است امتحان کنید ، مثلا دو بار روی دو چیز جداگانه تمرکز کنید ، یکبار روی جنازه ای که در یک تصادف له شده !! و بار دیگر روی صحنه ای از پیوند ازدواج یک زوج خوشبخت ! نتیجه کاملا روشن است ، ما به همین دلیل از این خاصیت و از این اصل می توانیم برای برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه استفاده کنیم و مرتب با تمرکز روی افکار مثبت و خاطرات شیرین ، پیام های قدرتمندی را به کامپیوتر ضمیر خود وارد نمائیم تا هم " باورهای عالی " در ما ایجاد شود ، هم "روحیه عالی " پیدا کنیم و هم باعث جذب نیکی ها و زیبائیهای دنیا به سوی خود بشویم زیرا ضمیر ناخودآگاه بر اساس همان پیام های دریافتی ، کائنات را با آدمی همنوا می کند که همان شرایط برای انسان بوجود آید .
اگر تمرکز بر بدبختی و عدم موفقیت باشد ، آن را جذب خواهد کرد و اگر تمرکز بر موفقیت و سلامت باشد آن را جذب خواهد کرد . انسان قدرتی دارد که اگر بر هر چیزی تمرکز کند تمام سیستم بدنش متناسب با آن چیز هماهنگ می شوند ، این یک اصل علمی است. علت اینکه بعضی افراد به چیزی نمی رسند به این دلیل است که بلد نیستند که به چیز های خوب فکر کنند ! اگر دانش آموزان ما یاد بگیرند که چگونه بر موفقیت تمرکز کنند ، آن را بدست خواهند آورد .
3- اصل استفاده از قدرت سئوال ؛
هر سئوالی که انسان از خود می پرسد باز تاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می شود ، فرق نمی کند که طرح این سئوال با صدای بلند و علنی باشد و یا در عمق درون ؛ سئوالات هم می توانند بار منفی داشته باشند و هم بار مثبت ، لفظ " چرا ؟ " اغلب بار منفی دارد ؛ اگر سئوال شود " چرا؟ " روحیه ای که تولید می شود یک روحیه بد است و باوری هم که تولید می کند یک باور بد است ، معمولا لفظ " چگونه ؟ " بار مثبت دارد ، اگر سئوال شود "چگونه ؟" این سئوال بر تمام کائنات اثر می گذارد و در های رحمت الهی را برای یک روحیه خوب ویک باور خوب باز می کند .
اگر سئوال شود "چرا همه چیز خراب است ؟ " کائنات کاری برای ما انجام نمی دهد چرا که همه چیز خراب است ! اما اگر سئوال شود " چگونه شرایط را بهتر کنم ؟ " ضمیر ناخودآگاه به دنبال جواب این سئوال می گردد تا همه چیز را بهتر کند ! بنا بر این با هر سئوالی که در درون ما شکل می گیرد یک قدم به سوی برنامه ریزی نمودن ضمیر ناخودآگاه خویش قدم بر می داریم . " چرا ؟ " نگوئیم چون احساس بدبختی و نا امیدی ببار می آورد . " چگونه ؟ " بگوئیم چون تغییر را به دنبال خود دارد .
دانش آموزی که مثلا درس علوم را بلد نیست اگر از خود سئوال کند : " چرا این درس را نمی فهمم ؟" آنچه که عایدش می شود احساس یاس و ناامیدی واینکه نمیفهمد !! همین ! اما اگر از خود بپرسد : "چگونه است که این درس را نمی فهمم ؟" ضمیر نا خودآگاه او به دنبال جواب می گردد تا بالاخره جواب سئوال را پیدا کند و مشکل بر طرف گردد .
4-اصل استفاده از جملات تاکیدی مثبت ؛
هر جمله ای که در ذهن ما بگذرد ، هر جمله ای که بر زبان آوریم ، هر جمله ای که بنویسیم ، هر جمله ای که بخوانیم و هر جمله ای که بشنویم یک پیام برای ضمیر ناخودآگاه است ، ضمن اینکه این جمله ها یا روحیه را خراب می کند و یا عالی ، می تواند وضعیت و شرایطی متناسب با آن کلام را برای ما ایجاد کند ، برای درک این حقیقت بهتر است به جملات زیر را بر زبان آوریم تا به شکل کاملا ملموس متوجه این حقیقت شویم :
- من یک برنده هستم !
- من به خود افتخار می کنم !
- من همیشه درسم را خوب می فهمم !
- من همیشه به سلامت زندگی می کنم !
- من در هر کاری پیروز هستم !
- سراسر وجودم غرق انرژی و شادی است !
- من جاذب سلامتی و ثروت هستم !
این عبارات چه تاثیری بر ما می گذارند ؟ مسلما یک تاثیر خوب ! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و چند بار آنها را مرور کنیم :
- من یک بازنده هستم !
- من مایه سرافکندگی هستم !
- من هیچوقت درسم را نمی فهمم !
- من همیشه بیمارم !
- من در تمام کار های زندگی ام شکست می خورم !
- سراسر وجودم غرق درد و غم است !
چه تاثیری بر ما می گذارند ؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد ! حال اگر عموم یک ملت ، یا در صد بالایی از مردم یک کشور چنین فکر کنند که :
- مردم کشورمن مردمی برنده هستند !
- من به مردم کشور خود افتخار می کنم !
- مردم کشورمن مردمی فهیم و زیرک اند .
- مردم کشورمن همیشه به سلامت زندگی می کنند !
- مردم کشورمن در هر کاری پیروز هستند !
- سراسر وجود مردم کشورم غرق انرژی و شادی است !
- مردم کشورمن جاذب سلامتیها و ثروتها هستند !
این عبارات چه تاثیری برکل ما می گذارند ؟ مسلما یک تاثیر خوب ! و حالا به این جمله ها دقت کنیم وباور عمومی یک ملت چنین باشد:
ما یک ملت بازنده هستیم !
- مردم کشور ما مایه سرافکندگی ما در دنیا هستند !
- مردم کشور ما هیچوقت نمی فهمند!
- مردم کشور ما من همیشه بیمارو بد بخت اند !
- مردم کشور ما در تمام کار های زندگی ام شکست می خورند !و....
این باورها چه تاثیری برملت ما می گذارند ؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد !
حال که کلمات و عبارات به این اندازه مورد قبول ضمیر ناخودآگاه است و او را خیلی زود تحت تاثیر قرار می دهند ، چرا از این ابزار قدرتمند در جهت مثبت و در جهت موفقیت استفاده نکنیم ؟ روانشناسان ثابت کرده اند هر مقدار که این کلمات و پیام ها با احساس بیشتری و ایمان بیشتری بیان گردند و وارد ضمیر ناخودآگاه شوند تاثیر آنها نیز بیشتر می باشد ، چرا که بیان این کلمات و عبارات بیان یک خواسته است و خواسته های ما تقاضا های ما از خداوند است ، ما در تعالیم دینی خود هم این مسئله را داریم که با تمام وجود دعا کنید تا به هدف اجابت برسد .
حدیثی امام جعفر صادق ذکر شده است که میگوید هنگامی که دعا می کنید آنقدر با ایمان و باور دعا کنید به گونه ای که احساس کنید دعای شما اجابت شده و حاجت شما پشت در گذاشته شده است :" اذا دعوت فظن ان حاجتک هی فی الباب "
جوان یا دانش آموزی که خواهان موفقیت در درسهایش است ، اگر به ضمیر ناخودآگاهش این پیام ها را بدهد که : " من یک برنده هستم " ، " من قطعا در درسم موفق هستم " . آیا براو تاثیر مطلوب نخواهد گذاشت ؟
5- اصل تصویر سازی ذهنی ؛
دادن یک عکس یا یک تصویر به کامپیوتر یعنی انتقال اطلاعات زیادی به او ، همانگونه که یک کامپیوتر اطلاعات را در قالب تصویر دریافت می کند و آن را پردازش می نماید ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است ، هنگامی که ما تصویری را در ذهن خود خلق می کنیم دقیقا همان تصویر در ضمیر ناخودآگاه وارد می گردد وضمیر ناخودآگاه خود را موظف می داند که آن تصویر را در دنیای واقعی عینیت ببخشد .
حال اگر در ذهن خود تصویر زیبائی از آینده ببینیم ، آن تصویر تحقق پیدا خواهد کرد و اگر در ذهن خود تصویر بد بختی ها و نا کامی ها را جای دهیم ضمیر نا خودآگاه هم ساده لوحانه به دنبال جذب آن خواهد رفت !
اگر یک ملت همیشه در ذهن خود تصویری از عدم موفقیت بسازد ، نا کامی اندک اندک به سویش خواهد آمد وبر عکس اگر تصویر یک انسان موفق و پیشتاز را در خود به نمایش در آورد موفقیت و پیشرفت در مسیر زندگی اش قرار خواهد گرفت .
